تبليغاتX
وارثان کوروش
Image and video hosting by TinyPic
  وارثان کوروش  
 
 
گل نیلوفر یا لوتوس نماد صلح و شادی در دنیای باستان

به یاری اهورامزدا



گل نیلوفر نماد صلح و شادی در دنیای باستان


آرش نورآقایی

نام گل نیلوفر در زبان سانسكریت پادما(padma) ،در زبان چینی لی‌ین‌هوا(lien-hua)، به زبان ژاپنی رنگه (Range) و در انگلیسی لوتوس (lotus) است.
نیلوفر در شرق باستان همان‌قدر اهمیت دارد كه گل رز در غرب.
در سده هشتم پیش از میلاد تصویر نیلوفر(احتمالا از مصر) به فینیقیه و از آنجا به سرزمین آشور و ایران انتقال یافت و در این سرزمین‌ها گاهی جانشین درخت مقدس بوده است.
الهه‌های فنیقی به عنوان قدرت آفریننده خود، گل نیلوفر در دست دارند.
در فرهنگ ایران باستان، هم گل نیلوفر را در تخت‌جمشید و در نقش برجسته‌های آن مشاهده می‌كنیم. در حجاری‌های طاق‌بستان كرمانشاه هم، گل نیلوفر مربوط به زمان ساسانیان دیده می‌شود.
ظاهرا گلی كه در دستان پادشاهان حجاری شده در تخت‌جمشید دیده می‌شود، نماد صلح و شادی بوده است . از آنجا كه این گل با آب در ارتباط است نماد آناهیتا ، ایزد بانوی آب‌های روان است.
این گیاه در مصر باستان و در بسیاری از بخش‌های آسیا مورد پرستش بود.
جنبه تقدس نیلوفر به محیط آبی آن برمی‌گردد. زیرا آب نماد باستانی اقیانوس كهنی بود كه كیهان از آن آفریده شده است.
از آنجا كه گل نیلوفر در سپیده‌دم باز و درهنگام غروب بسته می‌شود به خورشید شباهت دارد.
خورشید خود منبع الهی زندگی است و از این رو گل نیلوفر نماد زندگی دوباره به شمار می‌رفت. پس نماد همه روشنگری‌ها، آفرینش، باروری، زندگی دوباره و بی‌مرگی است.
نیلوفر، نماد كمال و رسایی است. زیرا برگ‌ها، گل‌ها و میوه‌اش دایره‌ای شكلند. و دایره خود از این جهت كه كامل‌ترین شكل است، نماد كمال به شمار می‌آید.
نیلوفر یعنی شكفتن معنوی. زیرا ریشه‌هایش در لجن است و با این حال به سمت بالا و آسمان می‌روید، از آب‌های تیره خارج می‌شود و گل‌هایش زیر نور خورشید و روشنایی آسمان رشد می‌كنند.
نیلوفر كمال زیبایی نیز به شمار می‌رود. ریشه‌های نیلوفر مظهر ماندگاری و ساقه‌اش نماد بند ناف است كه انسان را به اصلش پیوند می‌دهد و گلش پرتوهای خورشید را به یاد می‌آورد.
نیلوفر نماد انسان فوق‌العاده یا تولد الهی است زیرا بدون هیچ ناپاكی از آب‌های گل‌آلود خارج می‌شود.
در فرهنگ آشوری، فینیقی و در هنر یونانی- رومی، نیلوفر به معنی تدفین و مجلس ترحیم و نشانگر مرگ و تولد دوباره، رستاخیز و زندگی بعدی و نیروهای نوزایی طبیعت است. نیلوفر در استوره‌های یونانی، رومی علامت مشخصه آفرردیت – ونوس است.
در فرهنگ بودایی، ظهور بودا به صورت شعله صادره از نیلوفر تصویر می‌شود. گاهی بودا را می‌بینیم كه در یك نیلوفر كاملا شكفته به تخت نشسته است. در حقیقت در تعلیمات بودایی، نیلوفر تا حد زیادی در قلمرو ماوراطبیعه وارد می‌شود. در معابد بودایی، نقش نیلوفر وجود دارد و نیلوفر جزو هشت علامت فرخندگی در كف پای بودا است.
در فرهنگ چینی، نماد پاكی، حفاظت، ظرافت روحانی، صلح، باروری و تجسم زنانه است و علامت تابستان (یكی از چهار فصل) نیز می‌باشد . چینی‌ها، گل نیلوفر را مظهر گذشته و حال و آینده می‌دانند، زیرا گیاهی است كه در یك زمان، غنچه می دهد، گل می‌كند و دانه می‌دهد.
همین‌طور نماد نجابت است، به این دلیل كه از آب‌های آلوده بیرون می‌آید اما آلودگی آن را نمی‌پذیرد.
در استوره‌های مصری، چهار پسر هوروس (Horus) روی یك نیلوفر رو به روی ازیریس (osiris) ایستاده‌اند. گل نیلوفر به عنوان نشانه ایزیس (Isis) مظهر باروری و پاكی و بكارت است.
نیلوفر نشانه مصر علیا بود. سرستون‌های معابد مصری را به گونه‌ای می‌آراستند كه نیلوفر را بر روی آن‌ها به صورت غنچه و گاه گشوده حجاری می‌كردند.
در فرهنگ هندی، گل نیلوفر گلی است كه از خود به وجود آمده و نامیراست و نماد جهان به شمار می رود. گاهی كوه "مرو" (meru) به مفهوم محور جهان در مركز آن تصویر شده است.
چاكراها به شكل نیلوفرهایی تصویر می‌شوند كه با نماد چرخ مرتبطند، هنگامی كه این مركز (چاكراها) بیدار شوند، نیلوفرها باز می شوند و می‌چرخند. Lotus نام یكی از حركات یوگا است.
در استوره‌های هندی با سه خدای اصلی مواجه می‌شویم كه عبارتند از: برهما (خدای آفریننده)، ویشنو(خدای نگهدارنده) و شیوا(خدای نابودكننده). در یك استوره متاخر كه در ریگ ودا به آن اشاره شده است، آمده كه چگونه كیهان از نیلوفری زرین كه بر روی آب‌های كیهانی در حركت بوده به وجود آمد و از آن برهما متولد شد. هنگامی كه مراسم او جای خود را به مراسم ویشنو داد وی را بعدها به صورتی مجسم كردند كه بر روی گل نیلوفری كه از ناف ویشنو می‌روید، نشسته است. یك الهه هندویی به نام پادماپانی (padmapani)وجود دارد كه به معنی زنی است كه نیلوفر در دست دارد.
در هندوستان كه رود برایشان اهمیت بسیار دارد، الهه‌های رودگاهی بر روی نیلوفر سوارند.


منابع:
نمادهای سنتی : جی‌سی‌كوپر
فرهنگ نگاره‌ای نمادها : جیمز هال
تاریخ تمدن : ویل دورانت

لينک نوشته

سفر به پاسارگاد در روز جهانی کوروش هفت آبان ماه 1387
به نام دادار اورمزد فرَهمند اشو افزونى جهان اَستومَند

 

سفر به پاسارگاد  در  روز جهانی کوروش هفت آبان ماه 1387

 

پیش از هر چیز  روز جهانی کوروش بزرگ شاهنشاه ایران و برقرار کننده صلح در جهان رو به تمامی  ایرانیان خجسته باد و شاد باش میگویم.

 

تعداد 22 تن از دوستان ایران دوست و میهن پرست از سراسر ایران در روز 6 آبان  با  توجه به تهدیدات از سوی دیگر انجمن ها  گرد هم آمدیم و  سفر خود را با مشکلات بسیار زیادی  آغاز کردیم.

سفر تا پلیس راه آباده هیچ خطری در پیش نداشت  اما پلیس راه  شهر آباده اتوبوس ما را  متوقف کرد و نزدیک به نیم ساعت  سوال و جواب پس میدادیم .

مامورین اطلاعات  و نیروی انتظامی گفتند که منتظر ما بوده اند و میدانستند که ما میآیم

اما با کیانی گری دوستان و با داشتن مجوز گردش گری هیچ گونه  گزندی به  اندام گروه

وارد نشد و همه با تندرستی اما کمی وقفه  از پلیس راه گذشتیم .البته شماره تماس 

راننده اتوبوس و یکی از دوستان را به برای اطلاع رسانی از ما گرفتند.چون آنها به شرطی این اتوبوس ما را آزاد کردند که ما به محوطه پاسارگاد وارد نشویم.

پس از طی مسیر آباده به سر دو راهی پاسارگاد رسیدیم که با وجود مامورین بیش از اندازه  سپاه/ نیروی انتظامی / کلاه کج ها / و گارد ضد شورش/ تمامی رشته های ما پنبه شد.

و اینها همه تحت تبلیغات پوچ تلوزیون های ماهواره ای بود که تنها خائن به میهن هستند و در میان ساده لوحان  طرفدارانی کسب کرده اند.

 

بدین شوند به سوی سرزمین پارسه رفتین و ساعت 11 در پارسه ((تخت جمشید)) وارد شدیم مردم زیادی برای آمدن در پاسارگاد حاضر شده بودند از جمله مردم با شهامت بختیاری  با لباس محلی که آنها نیز نتوانستند وارد پاسارگاد شوند.

پس از دیدار از تخت جمشید مامورین اطلاعات با ما تماس گرفتند و  بنا به مجوز ما اجازه بازدید ما را از پاسارگاد را دادند. ما به سرعت رهسپار شدیم اما در جلوی درب ورودی پاسارگاد به تابلو هایی تقلبی  برخوریدم که نام کشاورزان و مردم پاسارگاد را زیر سوال برده بود.

تابلوهایی که به نام کشاورزان نوشته بودند و از وجود سد سیوند  و آبگیری این سد حمایت کرده بودند نوشته ها دقیقا به یک سبک روی یک نوع پارچه  و از پارچه هایی که نیروی انتظامی استفاده میکرد بود.((به زودی عکس از پارچه ها گذاشته میشود))

زمانی که ما به محوطه باستانی رسیدیم  اجازه ورود به هیچ کدام از ما را ندادند.و پاسارگاد خلوت شده بود.

و مامورین در حال جمع کردن پلاکارت های دروغینی بودند که هیچ کدام از مردم روستا از

چگونه درج شدن آن خبری نداشتند.

به هر روی به ما اجازه بازدید از آرامگاه را ندادند و با تهدیدات بسیار حتی نگذاشتند که ما شب در پاسارگاد باشیم و فردا صبح از آنجا دیدن کنیم.

یکی از اهالی پاسارگاد که همراه ما بود و به عنوان ضامن با خود به آنجا برده بودیم را

تهدید کردند و با گرفتن عکس از ما و اسکورت اتوبوس ما تا آباده ما را از پاسارگاد خارج کردند.

حال جناب شهرام همایون  شما چه پاسخی دارید؟

ما ایرانیان و میهن پرستان واقعی شما را پشیزی هم نخواهیم شمرد شما خود با این عوامل  دستتان در یک کاسه است.

شما با این کارتان به ایران  کوروش و مردم ایران خیانت کردید ننگ بر شما.

کارنامه ننگینتان را چرکین تر از پیش کردید. وای به روزی که به دست ما بیوفتید شما خائن به میهن هستید ننگ بر کسانی که شما را یک آزادی خواه میدانند.

شما با کارتان و تبلیغات پوچتان حتی این فرصت را از ما فرزندان کوروش گرفتید که در روز

بزرگداشت این ابر مرد تاریخ جهان  در کنار آرامگاهش باشیم.

 

هنوز کارنامه ننگین 18 تیر های دروغینتان  پر خون است.

 

ننگ بر شهرام همایون  خائن به میهن


منبع: http://ahura-zartosht.persianblog.ir/
لينک نوشته

تقدیم به کوروش بزرگ

پدر نام تو یا آبادی است  

 

 

 

که منشور تو حکم آزادی است

 

 

 

به فرمان تو شاه شاهنشهان

 

 

 

به پایان رسید بندگی در جهان

 

 

 

که کل  جهان زیر پای تو بود

 

 

 

سرای تمدن بنای تو بود

 

 

 

به فرمان تو در صف دشمنان

 

 

 

سرنیزه خم کرده بود درامان

 

 

 

تقدیم به کوروش بزرگ


شاعر: م.آرام تن


لينک نوشته

فراخوان_ تشکیل کانون میهن پرستان در شهر شما

فراخوان_ تشکیل کانون میهن پرستان در شهر شما

  دوستان و هموندان گرامی

  درود بر شما 

  وب نویسی و فعالیت اینترنتی هر چند زمینه را برای گسترش اندیشه ها و باورهای اشخاص و گروه های مختلف فراهم آورده است، اما تلاش و مبارزه در راه ایران تنها با استفاده از ابزار قلم و فضای مجازی اینترنت امکان پذیر نیست. فعالیت های ما نیز در بنیاد ایران ما بیشتر محدود به همین عرصه بوده؛ بدین جهت تا بدین روز نتوانسته ایم به جایگاه حقیقی خود در میان آحاد مردم برسیم و " ایران ما " را به عنوان بنیادی ملی _مردمی به همیهنانمان بشناسانیم.

  با توجه به مطالب ذکر شده قصد داریم با تشکیل گروه هایی در شهرهای مختلف کشور، فعالیت های خود را در ابعاد گسترده تری به نتیجه رسانیم. " کانون میهن پرستان " عنوانی است که برای این نهاد برگزیده ایم. این گروه ضمن داشتن استقلال نسبی از بنیاد " ایران ما "، علاوه بر برگزاری جشن های ملی تحت نظر بنیاد، می تواند مستقلا فعالیت هایی را در عرصه های ملی، فرهنگی و هنری انجام دهد. 

  از تمامی اعضا و یاران بنیاد " ایران ما " دعوت می کنیم با تشکیل این گروه در شهر خود، زمینه را برای متحد شدن فعالین ملی آماده کنند. با دوستان هم اندیش شهرتان تماس بگیرید و قرار ملاقاتی ترتیب دهید. هدف خود را مبنی بر تشکیل گروهی ملی و البته غیر سیاسی به اطلاعشان برسانید. از ایشان بخواهید تا دوستان خود را برای دیدارهای بعدی دعوت نمایند و ... .

  اگر امکان تشکیل چنین گروهی به دلیل عدم ارتباط با فعالین ملی برایتان مقدور نیست، با ما تماس بگیرید. در صورتی که چنین جنبشی در شهر محل سکونت شما به راه افتد با شما تماس می گیریم و شرایط را برای پیوستن شما به این گروه آماده خواهیم کرد.  

   امروز کشور عزیزمان ایران در شرایط سختی به سر می برد. اقدامات تجزیه طلبان، بخصوص در شهرهای مرزی و سرکوب ملی گرایان در نقاط مختلف کشور موجب شده نیاز برای تشکیل چنین گروه هایی بیش از پیش احساس شود.

   امیدواریم بتوانیم بدین طریق قدمی مثبت برای ایران و ایرانی برداریم.

            با سپاس و احترام              

 بنیاد ملی _ فرهنگی " ایران ما "  

   پنجم آبان ماه 2547 پاسارگاد   

   www.iran1e1ma.blogfa.com
لينک نوشته

بدنبال گردهمایی جوانان برای بزرگداشت روز کوروش بزرگ در پاسارگاد
بدنبال گردهمایی جوانان برای بزرگداشت روز کوروش بزرگ در پاسارگاد

بدنبال اعلان روز هفتم آبان، بعنوان «روز جهانی کوروش بزرگ» گروه زیادی از جوانانِ ایرانی که قصد داشتند در پاسارگاد تجمع کنند تا یاد و خاطره‌ی پدر ایران‌زمین و بنیادگذار حقوق بشر را گرامی دارند، با یورش ماموران امنیتی جمهوری اسلامی مواجه شدند.
به گزارش خبرنگار آژانس ایران خبر از مرودشت، از ساعت 8 صبح هفتم آبان‌ماه- مسافرانِ اتوبوس‌ها و مینی‌بوسی‌هایی که به قصد پاسارگاد در حرکت بودند، متوقف و پس از شنیدن توهین از سوی ماموران رژیم مجبور به بازگشت شدند. در این میان تنها خودروهای شخصی نیز پس از بازرسی و ضبط دوربین‌ها و تلفن‌های همراهِ سرنشینانشان می‌توانستند به سوی پاسارگاد حرکت کنند که در آنجا نیز هر فرد حداکثر پنج دقیقه می‌توانست در محیطِ پیرامونی پاسارگاد بماند، در غیر اینصورت مورد ضرب و شتم ماموران امنیتی رژیم قرار می‌گرفت.
بایسته‌ی یادآوری است که روز هفتم‌ آبان‌ماه سالروز صدور منشور حقوق بشر کوروش بزرگ است که از سوی «کمیته‌ بین‌المللی نجات دشت پاسارگاد» بعنوان روز جهانی کوروش نامگذاری شده است. در طی این سال‌ها ایرانیان در هر جای جهان یاد و خاطره‌ی کوروش بزرگ، بنیان‌گذار حقوق بشر را گرامی می‌دارند ولی در طی این سالیان جمهوری اسلامی نه تنها مانع از برگزاری هرگونه گردهمایی در پاسارگاد – آرامگاه کوروش بزرگ – شده است، بلکه با آبگیری سد سیوند خسارات جبران ناپذیری را نیز به دشت پاسارگاد و میراث باستانی ایران و جهان وارد کرده است.

منبع:
http://tribun-e-azad.blogspot.com/2008/10/blog-post_2074.html


لينک نوشته

۲۳ مهــــــــــــر ماه افتادن بابل به دست کوروش و ایرانیان و آزادی بیت و پنج هزار برده یهودی

 ۲۳ مهــــــــــــر ماه

 

افتادن بابل به دست کوروش و ایرانیان 


و آزادی بیت و پنج هزار برده یهودی

 

   صدور نخستین منشور سازمان ملل

 

اعلامیه حقوق بشر

 از سوی

 

کوروش بزرگ

 

سفال نبشته یا کتیبه  منشور ملل متحد که کوروش در اکتبر ۵۳۹ پیش از میلاد آن را اعلام کرده بود و در جهان به (استوانه کوروش = سایرس سیلندر) معروف است

بقیه مطلب و تصاویر : کوروش بزرگ و کتیبه وخرابی ها در ......ادامه مطلب


ادامه مطلب
لينک نوشته

روز جهانی کوروش بزرگ گرامی باد

1251016-b.jpg


 روز کوروش بزرگ، روز ملی ایران

 فراخوان کمیته بین المللی نجات پاسارگاد برای بزرگداشت هفتم آبان، روز کوروش بزرگ

 سالگرد صدور اولین قانون حقوق بشر به فرمان بنیان گذار سلسلۀ هخامنشی

 www.savepasargad.com

   متن کامل منشور حقوق بشر کوروش در   ===>    http://iran1e1ma.blogfa.com/cat-24.aspx


 


لينک نوشته

4 عکس زمینه هدیه صادق علوی به مناسبت20 مهر روز بزرگداشت حافظ
به نام پاک پروردگار

با درود فراوان

دوستان این هم هدیه من به شما به مناسبت 20 مهر

کمی دیر شد ولی دست پر اومدم.



برای دانلود عکسها روی لینکهای زیر کلیک کنید.


عکس زمینه شماره 1

عکس زمینه شماره 2

عکس زمینه شماره 3

عکس زمینه شماره 4



لينک نوشته

کتاب دیدی نو از دینی کهن



  کتاب دیدی نو از دینی کهن نوشته دکتر فرهنگ مهر می‌باشد . در این کتاب خواننده با فلسفه زرتشت ، زمان و مکان حیات زرتشت و مراسم و سنت‌ها و جشن‌های دین زرتشتی آشنا می‌گردد.
ین کتاب شامل بخش های زیر می‌باشد :

الف : باورهای بنیادی دین زرتشت

 
  1. یکتایی اهورامزدا

  2. پیامبری زرتشت

  3. پویایی افرینش ( سپنتامینو)

  4. بنیاد پیشرفت ( اَشا )

  5. بنیاد دوگانگی و اهریمن

  6. آزادی گزینش و میژده

  7. پویایی ، تازه شدن جهان . فرَش کرت

 

ب : تاریخ و زادگاه زرتشت ، منابع و مآخد زرتشتیان دیروز ، امروز و فردا

 
  1. زمان ، زادگاه و خاندان زرتشت

  2. منابع و مآخذ

  3. زرتشتیان دیروز ، امروز و فردا



لينک نوشته

صدای تجزیه طلبان (عبدالکریم لاهیجی، ننگت باد)

 

عبدالکریم لاهیجی، ننگت باد

   دیروز مورخه هفدهم مهر ماه، عبدالکریم لاهیجی، از فعالین حقوق بشر مقیم پاریس میهمان برنامه "میزگردی با شما" ( که البته نام " میزگردی بر شما " بسیار مناسب تر است ) در بخش فارسی صدای آمریکا بود و موضوع برنامه نیز به مانند چند ماه گذشته پیرامون اقلیت های قومی !!! ساکن ایران.

   در این برنامه پس از تماس یکی از انیرانیان مقیم کرمانشاه که معتقد بود باید هر انسانی تجزیه طلب باشد!!؟ در توضیح آزادی بیان و در تایید سخن شخص مذکور خواهان آزاد گذاشتن تجزیه طلبان ایران برای نشر و گسترش عقایدشان شد. ایشان همچنین با تاکید بر این نکته که در چکسلواکی رفراندمی آزاد برای تعیین سرنوشت مردم این کشور انجام شد، برگزاری رفراندم را در این خصوص برای ایرانیان امری ضروری دانست.

   وفا مستقیم، مجری برنامه میزگردی با شما نیز با سکوت خود مهر تاییدی بر سخنان گوهر بار!!! آقای لاهیجی زد و حتی در مواردی با کوتاه کرد تلفن مخالفین در پیشبرد برنامه به سمت آنچه که نباید می رفت قدم موثری برداشت.

  حال سوال این جاست که چرا صدای آمریکا در چند ماه گذشته هر روز بیش از پیش بر مسئله قومیت های ایران اشاره می کند؟  برنامه هایی چون برنامه دیشب میزگردی با شما و " معرفی احزاب کردستان "، آن هم در هشت قسمت از برنامه " خبرها و نظرها " دال بر این مدعاست. احزابی که فدرالیسم حداقل خواسته آنهاست.

            دکتر لاهیجی...

  کجای دنیا به تجزیه طلبان آن کشور اجازه سخن گفتن و به تعبیر شما " آزادی بیان " داده شده که شما خواهان آن در ایران غیردمکراتیک امروز هستید؟

  اگر فردا به عنوان مثال گروه هایی با هدف حذف کامل پوشش به خیابان ها بریزند و نظرات خود را با پخش مقالات و تصاویر علنا اعلام کنند آیا سخن این اشخاص در دایره " آزادی بیان " شما جای خواهد گرفت؟ آیا همین امروز نژادپرستانی که صرفا خواهان قطع رابطه با سیاه پوستان هستند، در هیچ جای دنیا تریبون آزادی در اختیار دارند؟ آیا در کشور محل سکونت شما کسی حق دارد هولوکاست را نفی کند حتی با فرض این مطلب که هولوکاست واقعیتی غیر قابل انکار است؟

  آیا ساکنین جزیره کرس در فرانسه که کمتر از دویست سال سابقه زندگی مشترک با مردم آن کشور را دارند، می توانند آزادانه خواست خود را مبنی بر جدای از خاک فرانسه اعلام کنند؟

  شما می فرمایید برای مرزبندی کشورها باید رفراندم برگزار شود. خوب به نظر شما چه ایرادی دارد این رفراندم را قبل از انتخابات ریاست جمهوری هر چهار سال یک بار تکرار کنیم؛ و یا یک نظرسنجی اینترنتی ترتیب دهیم و هر زمان که رای تجزیه طلبان از پنجاه درصد گذشت همان روز چند کشور جدید در سازمان ملل به ثبت رسانیم!!؟

   و یا اصلا چرا این رفراندم را در کشور فرانسه برگزار نکنیم. مگر ملی گرایی و وطن پرستی مردم فرانسه از ایرانیانی که هزاران سال با هم زندگی کرده و بیش از دو هزار و پانصد سال زیر پرچم ایران شمشیر بر روی متجاوزین کشیده اند بیشتر است؟

  آیا منٍ نوعی که ساکن یکی از شهرهای مرزی هستم می توانم خیابان محل سکونت خود را به دلیل ارتباط مستقیم و داشتن راه آسفالته با کشور همسایه، تجزیه کنم؟ اگر به فرض مثال اینجانب مالک زمینی به مساحت یک هکتار باشم، حق دارم در آن کشوری به نام خود ثبت کرده و به عضویت ناتو درآییم؟

   شما که خود را دکترای حقوق معرفی می کنید و ادعای فعالیت مدنی و حقوق بشری دارید آیا پیش از بیان نظراتتان لحظه ای بدان ها اندیشیده اید؟

   عبدالکریم لاهیجی، صدای آمریکا و تمامی تجزیه طلبان هویت ستیز ....... ننگتان باد

 

               پاینده   ایران             

 در صورت تمایل برای آگاهی بیشتر از مواضع صدای آمریکا جستاری در این خصوص را در وب فرمان آریا به آدرس www.farmane-ariya.blogfa.com  مورد مطالعه قرار دهید.

======================================

به قلم سرور فرزین رحیمی

منبع:  سایت رسمی بنیاد ایران ما

======================================

 

 

لينک نوشته

گلخانه پاسارگاد
گلخانه پاسارگاد

همان گونه که در این فرتورها دیده می شود شوربختانه روند فرسایش سنگهای این بنای یادبود ماندگار با ترسانش ها و تهدیدهای بسیاری روبروست به گونه ای که بر روی برخی از سنگهای آن می توان به سادگی رویش گلها - گیاهان و گلسنگ را به چشم دید بدون آنکه نهادهای دست اندر کار با وجود سازوبرگهای بسیاری که در کنار آرامگاه فراهم کرده اند به آنها توجهی داشته باشند.
شایان یادآوری است که این فرتورها در واپسین روزهای امردادماه امسال گرفته شده است و به احتمال بسیار هم اکنون نیز هنوز این وضعیت به همان روی باقی مانده است.




بنای پاسارگاد که با آن داربست و چادر برزنتی چندان بی شباهت به ساختمانهای نیم ساخته تهران و یا هیاتهای سوگواری (!) نیست.




نه گمراه نشوید. اینجا گلخانه یا صخره و کوه نیست. افسوس که اینجا پاسارگاد است



به سادگی می توان حدس زد که چه ریشه ای دوانده است.




اینجا هم که دین ادا شده است و دین کامل (افسوس)
نمادی از اسلامیزه شدن فرهنگ ایرانی
لينک نوشته

جشن مهرگان بر همگان شاد باد

این هم هدیه من به شما به مناسبت جشن مهرگان

لينک نوشته

جشن مهرگان (همه چیز در مورد جشن مهرگان)

جشن مهرگان خجسته باد

مهر روز از مهرماه برابر با 16 مهر در گاهشماری ایرانی

... می ستاییم مهر ِدارنده ی دشت های پهناور را،
او که به همه ی سرزمین های ایرانی،
خانمانی پُر از آشتی، پُر از آرامی و پُر از شادی می بخشد ...

«اوستا - مهریَشت»

«جشن مهرگان» که در گذشته آن را «میتراکانا» یا «متراکانا»(Metrakana) می نامیدند و در نخستین روز از پاییز برگزار می شد، [1] پس از نوروز بزرگ ترین جشن ایرانی و هندی است در ستایش ایزد «میثرَه» یا «میترا» و بعدها «مهر» که از مهر روز آغاز شده تا رام روز به اندازه ی شش روز ادامه دارد.

سنگ نگاره ی میترا
سنگ نگاره ی میترا در نمرود داغ، آناتولی خاوری
سده ی یکم پیش از میلاد
عکس از : پژوهش های ایرانی

«مهریشت» نام بخش بزرگی در اوستا است که در بزرگداشت و ستایش این ایزد بزرگ و کهن ایرانی سروده شده است. مهر یشت، دهمین یشت اوستا است و همچون فروردین یشت، از کهن ترین بخش های اوستا بشمار می آید. مهر یشت از نگاه اشاره های نجومی و باورهای کیهانی از مهم ترین و ناب ترین بخش های اوستا است و کهن ترین سند درباره ی آگاهی ایرانیان از کروی بودن زمین، بند 95 همین یشت می باشد. از مهر یشت تا به امروز 69 بند کهن و 77 بند افزوده شده از دوران ساسانیان، به جا مانده است.

روز آغاز جشن مهرگان، «مهرگان همگانی» یا «مهرگان عامه» و روز انجام، «مهرگان ویژه» یا «مهرگان خاصه» نام دارد.
همان طور که می دانیم در گاهشماری باستانی ایران، سال به دو پاره (فصل) بخش می شد، تابستان (هَمَ) هفت ماهه و زمستان (زَیَنَ) پنج ماهه، که جشن نوروز جشن آغاز تابستان بزرگ و مهرگان جشن آغاز زمستان بزرگ بود و از این رو این دو جشن با هم برابری می کرده اند.

برج رادکان
برج رادکان - برج رادک خواجه نصیر توسی

آن چنان که ابوریحان بیرونی در «آثارالباقیه» از زبان «سلمان فارسی» آورده است :

«... ما در عهد زرتشتی بودن می گفتیم، خداوند برای زینت بندگان خود یاقوت را در نوروز و زبرجد را در مهرگان بیرون آورد و فضل این دو روز بر روزهای دیگر مانند فضل یاقوت و زبرجد است بر جواهرهای دیگر ...»

در برهان قاطع «خلف تبریزی» نیز درباره ی مهرگان می خوانیم :

«نام روز شانزدهم از هر ماه و نام ماه هفتم از سال شمسی باشد و آن بودن آفتاب عالم تاب است در برج میزان که ابتدای فصل خزان است و نزد فارسیان بعد از جشن و عید نوروز که روز اول آمدن آفتاب است به برج حمل از این بزرگ تر جشنی نمی باشد و همچنان که نوروز را عامه و خاصه می باشد، مهرگان را نیز عامه و خاصه است و تا شش روز تعظیم این جشن کنند. ابتدا از روز شانزدهم و آن را مهرگان عامه خوانند و انتها روز بیست و یکم و آن را مهرگان خاصه (روز جشن مُغان یعنی آتش پرستاران) خوانند و عجمان گویند که خدایتعالی زمین را در این روز گسترانید و اجساد را در این روز محل و مقر ارواح گردانید ...»

پیدایش مهرگان

پیشینه ی جشن مهرگان به اندازه ی قدمت ايزدش، میترا است و تا آن جا که بن نوشت های موجود نشان می دهند، اين جشن دست کم از دوران فريدون پیشدادی آغاز شده است که شاهنامه ی فردوسی به روشنی به پیدایش اين جشن در دوران پادشاهی فريدون اشاره کرده است :

فریدون چو شد بر جهان کامکار              ندانست جز خویشتن شهریار
به رســم کیان تاج و تخت مهی               بیاراست  با  کاخ  شاهنشهی
به  روز خجسته ســر مهر ماه                به  سر  بر نهاد آن کیانی کلاه
زمانه بی اندوه گشـت از بدی                 گرفتند  هر  کــس ره  بـخردی
دل  از  داوری هـا بپرداخـتـنـد                به آیین، یکی، جشن نو ساختند
نـشـسـتـنـد  فرزانگان،  شادکام               گـرفتند هـر یک ز ياقوت، جام
می روشن و چهره ی شاه نـَو                جهان  نو  ز  داد از سر ِماه نـَو
بـفـرمـود  تا  آتش  افـروخـتـنـد               همه  عنبر  و  زعفران سوختند
پـرسـتـیـدن مهرگان دیـن اوسـت              تن آسانی  و خوردن آیین اوست
کنون  یادگارست  از و ماه مهر            به کوش و به رنج ایچ منمای چهر

به بند کشیدن ضحاک در دماوند به دست فریدون

ابوریحان بیرونی نیز می آورد :

«... در روز مهرگان فرشتگان به یاری کاوه ی آهنگر شتافتند و فریدون به تخت شاهی نشست و ضحاک را در کوه دماوند زندانی کرد و مردمان را از گزند او برهانید ...»

و تاریخ نگار دیگری به نام «ابوسعید عبدالحی بن ضحاک بن محمود گردیزی» که در سال 444 هجری کتاب «زین الاخبار» را نگاشته از جشن های ایران باستان بخشی را آورده است و درباره ی مهرگان می گوید :

«این روز مهرگان باشد و نام روز و ماه همراهند و چنین گویند که اندر این روز آفریدون بر بیوراسب که او را ضحاک گویند، پیروز شد و او را اسیر کرد و او را بست و به دماوند برد و در آنجا وی را زندانی کرد. مهرگان بزرگ و برخی از مغان چنین گویند که این پیروزی فریدون بر بیوراسب، رام روز بوده است و زرتشت که مغان او را به پیامبری دارند، ایشان را فرموده است، بزرگ داشتن این روز و روز نوروز را.»

گویا تاریخ نویسان، شاعران و نویسندگان هم پیمان گشته اند تا از پیدایش مهرگان گزارش های یکسانی ارایه دهند.

«اسدی توسی» نیز در «گرشاسب نامه» از چرایی پیدایش مهرگان گزارش می دهد :

فــریـدون  فــرخ  بـه  گـرز  نـبـرد              ز  ضـحـاک  تـازی  بـرآورد  گرد
چو در برج شاهین شد از خوشه مهر            نشست  او  به  شاهی  سر ماه مهر

و باز هم «بیرونی» در «التفهیم» می نویسد :

«... مهرگان شانزدهمین روز از مهرماه و نامش مهر، اندرین روز، آفریدون ظفر یافت بر بیورسب جادو، آنک معروف است به ضحاک و به کوه دماوند بازداشت و روزها که سپس مهرگان است همه جشنند، بر کردار آنچه از پس نوروز بُوَد ...»

گزارش خلف تبریزی درباره ی پیدایش مهرگان نیز این چنین است :

«... و در این روز ملایکه یاری و ممدکاری کاوه آهنگر کردند و فریدون در این روز بر تخت شاهی نشست و در این روز ضحاک را گرفته به کوه دماوند فرستاد که در بند کنند و مردمان به سبب این مقدمه جشنی عظیم کردند و عید نمودند و بعد از آن حکام را مهر و محبت به رعایا به هم رسید و چون مهرگان به معنی محبت پیوستن است بنابراین بدین نام موسوم گشت ...»

دکتر «محمود روح الامینی» به نقل از آثارالباقیه ی بیرونی می نویسد :

«… و برخی مهرگان را بر نوروز برتری داده اند چنانکه پاییز را بر بهار برتری داده اند و تکیه گاه ایشان اینست که «اسکندر» از «ارسطو» پرسید که کدامیک از این دو فصل بهتر است ؟ ارسطو گفت پادشاها در بهار حشرات و هوام آغاز می کند که نشو یابند، و در پاییز آغاز ذهاب آن هاست، پس پاییز از بهار بهتر است...»

و حتی بیرونی که به سخت کوشی و پرکاری نامدار است گویا بایسته ی خویش می داند که در مهرگان و نوروز بیاساید، آنگونه که «شهروزی» در مورد وی می گوید :

«… دست و چشم و فکر او هیچ گاه از عمل بازنماند، مگر به روز نوروز و مهرگان.»

در نظم و نثر پارسی از روزگاران گذشته، درباره ی جشن مهرگان گفت وگو و اشاره بسیار شده است. پس از ساسانیان، در آن روزگاران پر آشوب که نابسامانی و پریشانی در ایران گسترش پیدا کرده بود، باز هم ایرانیان آیین های گذشته و آدابشان را همچنان نگه می داشتند و هنگامی که فرصتی به دست می آوردند، این آداب و آیین ها به آشکاری و روشنی و فر و شکوه برگزار می شد و هنگامی که سخت گیری تازیان در این باره آغاز می شد، ایرانیان به گونه های پنهان آیین های خود را برگزار می کردند. سرانجام به انگیزه ی اهلیت این آیین ها، شایان نگرش بود و پذیرا شدن یا زیر همان عنوان ها و یا زیر سرپوش ها و عنوان هایی تازه مورد پذیرش و اقتباس تازیان یورشی و دشمنان ایران قرار می گرفت. از آن جمله است جشن مهرگان.

«رودکی» درباره ی مهرگان چنین سروده است [2] :

ملکا  جشن  مهرگان  آمــــد          جشن  شاهان  و  خسروان  آمــد
جز  به  جای  ملهم و خرگاه         بـــدل  بــاغ  و  بـــوسـتـان  آمـــد
مورد برجای سوسن آمـــد بــاز       مــی  بر  جــای  ارغــوان  آمــــد
تو جوانـمرد و دولت تو جـوان        مــی  بر  بخت  تــو جـوان  آمــد

«ابولفضل بیهقی» نیز شرح جشن مهرگان را در که در روزگار مسعود غزنوی برگزار می شد در کتاب خود آورده است :

«... و روز دوشنبه دو روز مانده از ماه رمضان به جشن مهرگان بنشست و چندان نثارها و هدیه ها و طرف و ستور آورده بودند که از حد و اندازه بگذشت و سوری صاحب دیوان بی اندازه چیزها فرستاده بود، نزدیک درش تا پیش آورد، همچنان نمایندگان بزرگان پیرامون چون خوارزمشاه آلتونتاش و امیر چغانیان و امیر گرگان و کشورهای قصدار، مکران و دیگران بسیار چیز آوردند و روزی با نام بگذشت. [3]

چگونگی برپایی جشن مهرگان در گذشته

با نگاهی با آثار بجا مانده از بزرگان و دانشمندان و مورخانی چون فردوسی، بیرونی، اسدی توسی، کتزیاس، دوریس، استرابون، و همچنین آثار شاعرانی چون رودکی، فرخی، منوچهری دامغانی، ناصرخسرو، سعد سلمان و ... می توان به راحتی شیوه ی برگزاری جشن مهرگان در دوران پیشین را دریافت.

«کتزیاس»(Katesias) یونانی، پزشک ویژه ی اردشیر دوم هخامنشی می نویسد :

«... پادشاهان هخامنشی به هیچ گونه نباید مست شوند، مگر در روز جشن مهرگان که لباس های ارغوانی گرانبهایی می پوشند و همراه با مردم و دسته های نوازندگان و خنیاگران در باده پیمایی همگانی شرکت می جویند ...»

این تنها روز در ایران هخامنشی بوده که مردم می توانستند در حضور پادشاهان به صورت همگانی باده گساری کنند.

تاریخ نگار دیگری به نام «دوریس»(Duris) می نویسد :

«... پادشاهان در این جشن پایکوبی و دست افشانی می کردند ...»

بنا به گفته ی «استرابون»(Strabon) خشتره پاون (ساتراپ) ارمنستان، در جشن مهرگان بیست هزار کره اسب به رسم پیشکشی به دربار شاهنشاه هخامنشی گسیل می داشت.

اردشیر پاپکان (بابکان) و خسرو انوشیروان در این روز تن پوش نو به مردم می بخشیدند.

در این روز موبد موبدان خوانچه ای که در آن لیمو، شکر، نیلوفر، سیب، به، انار، و یک خوشه ی انگور سفید و هفت دانه مورد گذاشته بود، واج گویان (زمزمه کنان) نزد شاه می آورد. هفت مورد و هفت چیز دیگر که در خوانچه می گذاشتند، همان هفت چین [4] بود که جز تشریفات جشن نوروز و مهرگان به حساب می آید.

ابوریحان بیرونی می گوید :

«... گویند مهر، نام خورشید است و در چنین روزی پدیدار گشته، از این رو، نام مهرگان را به او نسبت داده اند. پادشاهان در این روز تاجی به شکل خورشید که در آن دایره ای مانند چرخ چسبیده بود بر سر می گذاشتند و می گویند که در این روز فریدون بر بیوراسپ (ضحاک ماردوش) دست یافت. چون در چنین روزی فرشتگان از آسمان به یاری فریدون پایین آمدند، لذا در جشن مهرگان به یاد آن روز، در سرای پادشاهان، مردی دلیر می گماشتند و بامدادان به آواز بلند ندا می داد، ای فرشتگان به سوی دنیا بشتابید و جهان را از گزند اهریمنان برهانید.»

خلف تبریزی نیز بخشی از مراسم جشن مهرگان را چنین توصیف می کند :

«... و گویند که اردشیر بابکان تاجی که بر آن صورت آفتاب نقش کرده بودند در این روز بر سر نهاد و بعد از او پادشاهان عجم نیز در این روز همچنان تاجی بر سر اولاد خود نهادندی و روغن «بان» که آن درختی است و میوه ی آن را «حسب البان» گویند به جهت یُمن و تبرک بر بدن مالیدندی و اول کسی که در این روز نزدیک پادشاهان عجم آمدی موبد موبدان و دانشمندان بودی و هفت خوان از میوه همچو ترنج و سیب و بی و انار و عناب و انگور سفید و کُنار با خود آوردندی، چه عقیده ی فارسیان آن است که در این روز از هر هفت میوه ی مذکور بخورند و روغن بان بر بدن بمالند و گلاب بیاشامند و بر خود و دوستان خود بپاشند ...»

«کومون»(Cumont) خاورشناس و دانشمند بلژیکی در کتاب گرانبهای خود به نام «آیین میترا» چنین می گوید :

«.. بدون تردید، جشن مهرگان که در کشورهای روم باستان، روز پیدایش خورشید نامیده می شد و آن را «سل ناتالیس این وکتی»(Sol Natalis Invecti) یعنی «روز زایش خورشید شکست ناپذیر» [5] می گفتند که به بیست و پنجم ماه دسامبر کشیده شد و شماری زیاد از عیسویان پیش از عیسی مسیح به آیین مهرپرستی گرویدند و پس از گسترش دین مسیح در اروپا، روز زایش مسیح قرار داده شد. چون عیسویان نمی خواستند این روز را جشن بگیرند به نام زاده شدن عیسی جشن گرفتند.»

در واقع باید گفت که کریسمس عیسویان بر پایه ی مهر روز ایرانیان باستان است.

دکتر «ذبیح الله صفا» در مجله ی مهر، شماره ی ده، سال نخست چنین می نویسد :

«در روزهای مهرگان و نوروز، پارسیان، مُشک و عنبر و عود هندی به یکدیگر می دادند و توده های مردم هر کدام به فراخور حال و توانایی و کار خود برای پادشاه پیشکش می آوردند و رسم و آیین و آداب جشن مهرگان همانند بزرگواری روز نخست نوروز بوده است.»

به روایتی نیز تاجگذاری اردشیر پاپکان، مقارن با جشن مهرگان بود.

ابومسلم خراسانی، برمکیان و دولت مردان آن زمان عباسیان، در گرفتن جشن مهرگان پافشاری داشتند.

در کتاب «تلمود»، از کتاب های مقدس یهود هم از جشن مهرگان سخن رفته است و این نشان می دهد که این جشن در بسیاری از مناطق دنیای باستان برگزار می شده است.

واژگان «مهرجان»(مهرجانات) و «نیروز» که معرب شده ی مهرگان و نوروز است و اکنون نیز در بسیاری از کشورهای عرب زبان حاشیه ی خلیج فارس و برخی از کشورهای شمال آفریقا به مفهوم جشنواره (فستیوال)، کاربرد دارد و وارد زبان و قلمرو فرهنگی کشورهای مسلمان و عرب زبان گردیده است نیز، نشانه ی دیگری است بر فر و شکوه این دو جشن باستانی.

  

چگونگی برگزاری کنونی جشن مهرگان

امروزه هم میهنانمان چند روز مانده به پاییز با خانه تکانی به پیشباز پاییز و مهرگان می روند، در روز مهر از ماه مهر جلوی در خانه ها را آب پاشی و جارو کرده و پس از آن با رفتن به نیایشگاه ها و گردهم آمدن با تهیه ی خوراک های سنتی از یکدیگر پذیرایی می کنند و با سخنرانی ، خواندن سرود و شعر و دکلمه جشن مهرگان را با شادی برپا می کنند.

در برخی روستاهای کشور، جشن مهرگان همراه با اجرای موسیقی سنتی همراه است بدین گونه که در روز پنجم پس از مهرگان، گروهی از اهالی روستا که بیشتر آنان را جوانان تشکیل می دهند در تالار مرکزی یا نیایشگاه مرکزی روستا یا سرچشمه و قنات، گرد هم می آیند و «گروه ساز» را تشکیل می دهند، هنرمندان روستایی نیز با سُرنا و دف گروه را همراهی می کنند، آن ها با هم حرکت کرده و از یک سوی ِروستا و از نخستین خانه مراسم بازدید از اهالی روستا را آغاز می کنند و با شادی وارد خانه ها می شوند؛ کدبانوی هر خانه مانند همه ی جشن های ایرانی نخست آینه وگلاب می آورد و اندکی گلاب در دست افراد ریخته و آینه را در برابر چهره ی آن ها نگه می دارد و سپس «لــُرَک» را که فراهم نموده میان همه ی گروه پخش می کند، این آجیل مخصوص، مخلوطی است از تخم کدو، آفتابگردان، و نخودچی کشمش که همراه با شربت و چای پذیرایی می شود.
آنگاه یکی از افراد گروه ِساز که صدایی رسا دارد نام های کسانی را که پیش از این در این خانه سکونت داشته و درگذشته اند باز می گوید و برای همه ی آن ها آمرزش و شادی روان آرزو می کند.
پس از آن بشقابی از لرک از این خانه دریافت می کنند و در دستمال بزرگی که بر کمر بسته اند می ریزند و از خانه بیرون می آیند و به خانه پسین می روند. چنان که در خانه ای بسته باشد برای لحظه ای بیرون خانه می ایستند و با بیان نام های درگذشتگان آن خانه، بر روان و فروهر آن ها درود می فرستند.
برخی از خانواده ها نیز پول و میوه برای استفاده در جشن مهرگان به گروه می دهند و برخی دیگر نیز نوعی نان مخصوص به نام «لورگ» درست می کنند و گوشت های بریان شده که به قطعات کوچکی تقسیم شده است همراه با سبزی داخل آن قرار داده به گروه می دهند. پس از پایان مراسم در نیایشگاه، موبد یا کدخدا، آجیل، میوه و نان و گوشت و سبزی گردآوری شده را در میان شرکت کنندگان پخش می کند.
مردم تا آنجا که امکان دارد با لباس های ارغوانی یا سرخ گرد هم آمده و به پایکوبی و شادی می پردازند و هر یک چند نبشته ی شادباش (کارت تبریک) برای هدیه به همراه دارند.

سفره ی مهرگان

خوان یا سفره ی مهرگانی نیز همچون سفره ی هفت سین نوروز و دیگر سفره های جشن های ایرانی، هفت چینی از میوه ها و خوراکی هاست همراه با شاخه هایی از درختان «سرو»، «مورد» و «گز» و شربتی از عصاره ی «هوم»(هَئومَه) [6] که با شیر رقیق شده و نان مخصوص «لورگ» که روی پارچه ای ارغوانی گرد ِیک آتش دان چیده می شوند.

هفت میوه همچون سیب، انار، ترنج، سنجد، بی (به)، انگور سفید، انجیر، کُـنار، زالزالک، ازگیل، خرمالو و ...
آجیل ویژه ای از هفت خشکبار از جمله مغز گردو، پسته، مغز فندق، بادام، تخمه، توت خشک، انجیر خشک، نخودچی و ...
آش هفت غله از گندم، جو، برنج، نخود، عدس، ماش و ارزن.
کاسه ای پر از آب و گلاب و سکه و برگ آویشن همراه با گل های بنفشه و نازبو (ریحان)، آیینه، سرمه دان، شیرینی و بوی های خوش همچون اسفند و عود و کُندر.

سفره مهرگان

موسیقی مهرگان

خلف تبریزی در «برهان قاطع» برای یکی از مقام ها و لحن های موسیقی سنتی ایران نام «موسیقی مهرگانی» را آورده است، که گمان می رود در دوران گذشته در جشن مهرگان موسیقی ویژه ای نواخته می شده که اکنون از آن آگاهی نداریم.

همچنین در میان دوازده مقام نامبرده شده در کتاب «موسیقی کبیر» ابونصر فارابی، مقام یازدهم با نام مهرگان ثبت شده است و نیز نظامی گنجوی در منظومه ی «خسرو و شیرین» نام بیست و یکمین لحن از سی لحن نامبردار شده را «مهرگانی» نوشته است.

مهرگان در ادبیات

در ادبیات به ویژه چامه های (شعرهای) پارسی، از مهرگان بسیار سخن به میان آمده است که در این جا تنها نمونه های کوتاهی از آن ها را می آوریم :

مسعود سعد سلمان :

روز مهر و ماه مهر و جشن فرخ مهرگان            مهر بفزا ای نگار ماه چهر مهربان
مهربانی کن به جشن مهرگان و روز مهر           مهربانی کن به روز مهر و جشن مهرگان
جام را چون لاله گردان از نبید باده رنگ          وندر آن منگر که لاله نیست اندر بوستان
کاین جهان را ناگهان از خرمی امروز کرد            بوستان نو شکفته عدل سلطان جهان


منوچهری دامغانی :

شاد باشید که جشن مهرگان آمد             بانگ و آوای ِدَرای ِکاروان آمد
کاروان مهرگان از خَزران آمد              یا ز اقصای بلاد چینستان آمد
نا از این آمد، بالله نه از آن آمد            که ز فردوس برین وز آسمان آمد
مهرگان آمد، هان در بگشاییدش              اندر آرید و تواضع بنماییدش
از غبار راه ایدر بزداییدش                   بنشانید و به لب خرد نجاییدش
خوب دارید و فرمان بستاییدش              هرزمان خدمت لختی بفزاییدش


دقیقی :

گاه آن آمد که باد مهرگان لشگر کشد      دست او پیراهن اشجار از سر بر کشد
باغ ها را داغ های عریان بر برزند        شاخ ها را چادر نسطوریان بر سر کشد
زانکه سی سنبر چون ما مست و نرگس شوخ چشم   هردو بدخو را همی در زر و در زیور کشد
مهرگان آمد و جشن ملک افریدونا       آن کجا گاو خوشش بودی بر ما یونا


قطران تبریزی :

آدینه و مهرگان و ماه نو            بادند خجسته هر سه بر خسرو


عنصری :

مهرگان آمد گرفته فالش از نیکی مثال        نیک روز و نیک جشن و نیک وقت و نیک فال


ناصر خسرو :

نـوروز بـه از مـهـرگـان، گـرچـه               هـــر دو زمـــانــنــد، اعــتــدالــــی

امیرهوشنگ ابتهاج (هـ الف. سایه) :

بــگشاییم کفتران را بــال
   بــفروزیم شعله بـر سر کوه
بـسـرایـیـم شادمانه سرود
   وین چنین با هزار گونه شکوه

مهرگان را به پیشباز رویم ...

         رقص پر پیچ و تاب پرچم ما
                     زیر پرواز کفتران سپید
         شادی آرمیده گام سپهر
                    خنده ی نوشکفته ی خورشید

مهرگان را درود می گویند ...
گرم هر کار مست، هر پندار
همره هر پیام، هر سوگند
در دل هر نگاه، هر آواز
توی هر بوسه، هر لبخند

... ما خواهانیم که پشتیبان کشور تو باشیم،
ما نمی خواهیم از کشور تو جدا شویم،
نمی خواهیم از خانه خود جدا شویم،
مباد جز این ای مهر نیرومند !..

«اوستا، مهر یشت، بند 75»

=========================================================

پانوشت ها :

^ [1] جشن بزرگ «میثرَکَنَه / میتراکانا / مهرگان»، بزرگ ترین جشن هخامنشی است در ستایش و گرامیداشت «میترا» که در نخستین روز ماه «باگایادی / بَغَیادی»(یاد خدا)، و نیز آغاز سال نو در گاهشماری هخامنشی برگزار می شده است و امروزه نیز سنت کهن آغاز سال نو از ابتدای پاییز با نام «سال وِرز»، در تقویم محلی کردان مُکری مهاباد و طایفه های کردان شکری باقی مانده است. هنگام اصلی جشن «مهرگان» نیز در اصل در چنین روزی بوده که بعدها به شانزدهم مهرماه منتقل شده است. (تقی زاده، ص 76).

^ [2] چهار بیت را «شمس الدین محمدبن قیس رازی» در «کتاب المعجم فی معاییر اشعار العجم» آورده است.

^ [3] تاریخ بیهقی - به کوشش دکتر غنی و دکتر فیاض (ص273).

^ [4] هفت چین پس از ورود اسلام و اعراب به ایران به هفت سین تبدیل شد زیرا که در زبان تازی «چ» نیست.

^ [5] یشت ها استاد پورداوود ، صفحه ی 396 به بعد و یشت ها 44:2 و خرده اوستا ، صفحه ی 205 تا 209.

^ [6] «هوم» درختچه ایست همیشه سرسبز که در باورهای ایرانی به عنوان سروَر و رَد گیاهان شناخته می شده و از افشره ی آن نوشیدنی ای فراهم می ساختند.
«هوم» را در ناحیه های مختلف با نام های گوناگونی می شناسند : «ریش بز»، «اُرمَک»، «کُشْک»(در دشت جوین خراسان)، «اَلــْتــَه»، «مادِرَخ»(در بدخشان افغانستان)، «خوم»(در ناحیه ی پَنجکَت تاجیکستان) و «شَرَپَّـه»(در بالا آب زرافشان و یغناب).
اهمیت و جایگاه هوم به چند ویژگی آن بستگی داشته است : هوم تنها در کوهستان ها و به ویژه در صخره های سنگی و بر فراز آن ها و بطور خودرو می روید و می دانیم که کوه خود واسطه ی میان جهان خاکی و جهان مینوی یا سرای مردمان و سرای ایزدان و اهورامزدا است، به ویژه که برگ ها و ساقه های هوم همواره سر به آسمان کشیده هستند؛ «هوم» حتی در دل برف سرسبز باقی می ماند و در اوایل پاییز میوه های سرخ کوچک می دهد و هنگامی که برخی شاخه ها یا برگ های آن خشک می شود به رنگ زرین زیبایی نمودار می شود که اشاره به «هوم زرین» از همان گرفته شده است؛ «هوم» علیرغم سرسبزی و آبدار بودن، به راحتی در شعله های آتش می سوزد و موجب بر انگیختگی و بر افروختگی شعله های آتش می شود؛ «هوم» از خانواده ی «اِفِدرا»(Ephedra) و دارنده ی ماده «اِفِدرین» و در نتیجه، افشره ی آن به عنوان یک گیاه دارویی خاصیت تسکینی و آرامش بخشی دارد؛ در باورهای عامه، افشره ی هوم را موجب افزایش توان فرزند آوری در زنان نازا و همچنین موجب فزایندگی هوش و روان می دانند. کارکردهای هوم بیشتر از آن است که در این جا به همه ی آن اشاره شود.
«هوم» بجز نام گیاه، نام ایزد نگاهبان این گیاه نیز به حساب می آید. در شاهنامه از مردی به نام «هوم» نیز سخن رفته است که در کوهستان زندگی می کند و در گرفتن افراسیاب به کیخسرو یاری می رساند؛ این نام نیز بی گمان اشاره به گیاه هوم است که در طول زمان دچار تغییرات شده است.
به این نکته نیز می توان اشاره کرد که «زنگ آتشکده» و «ناقوس کلیسا» هر دو از هاون و دسته هاونی که «هوم» را در آن می کوبیده اند و بعدها به شکل آیینی در نیایش ها در آمده بوده است، اقتباس شده است. (از اوستای کهن - رضا مرادی غیاث آبادی)

=========================================================

بن نوشت ها :

1. آیین ها و جشن های کهن در ایران امروز - محمود روح الامینی
2. جشن های ایرانی - پرویز رجبی
3. دیدی نو از آیینی کهن - دکتر فرهنگ مهر
4. تاریخ نوروز و گاهشماری ایران - عبدالعظیم رضایی
5. تاریخ تمدن و فرهنگ ایران - عبدالعظیم رضایی
6. اوستا کهن ترین سرودهای ایرانیان - جلیل دوستخواه
7. یشت ها - استاد پورداوود
8. راهنمای زمان جشن ها و گردهمایی های ملی ایران باستان - رضا مرادی غیاث آبادی
9. اوستای کهن - رضا مرادی غیاث آبادی
10. فرهنگ واژگان برهان قاطع
11. لغت نامه ی دهخدا

=======================================================

منبع: آریا بوم www.aariaboom.com

=======================================================

لينک نوشته

درج نوروز در تقویم بین المللی به عنوان یک روز جهانی

به نام پاک پروردگار

با درود فراوان

درج  نوروز در تقویم بین المللی به عنوان یک روز جهانی

دوستان گرامی بیایید باز در این هیاهو یک بار دیگر ایرانی بودنمان را ثابت کنیم .

بیایید با هم و برای هم در نظر سنجی سازمان ملل در

 مورد درج  نوروز در تقویم بین المللی به  عنوان یک روز جهانی

 شرکت کنیم و مشت محکمی بر دهان کسانی که میخواستند تعزیه

را به جای نوروز ثبت کنند بزنیم.

با امضاء من تعداد به  77286 رسید

دوستان گرامی لطفا برای امضاء بر روی لینک زیر کلیک کنید.

http://www.petitiononline.com/Norouz

لينک نوشته

خاک من (شعر)